السيد الخميني

15

مناسك حج ( فارسي )

نبايد برود ، لكن اگر رفت وحرامى بجا آورد يا واجبي را ترك كرد معصيت كار است ولى حج أو صحيح است . مسأله 18 - اگر با اعتقاد به اين كه مستطيع نيست ، قصد حج استحبابي كند وبعد معلوم شود كه مستطيع بوده كفايت از حجة الاسلام نمىكند مگر در صورتي كه قصد وظيفة فعليه نموده باشد واشتباها آن را بر حج استحبابي تطبيق كرده باشد . مسأله 19 - اگر شخص ، زاد وراحله ندارد ولى به أو گفته شد كه حج بجا آور ونفقه تو وعائله ات بر عهده من ، با اطمينان بوفاء وعدم رجوع باذل ، حج واجب مىشود واين حج را بذلى مىگويند ودر آن رجوع به كفايت كه از شرائط وجوب است شرط نيست بلى اگر قبول بذل ورفتن به حج موجب اخلال در أمور زندگى أو شود واجب نيست . مسأله 20 - اگر مالي كه براي حج كفايت مىكند را به أو ببخشند براي اين كه حج بجا آورد بايد قبول كند وحج بجا آورد وهمچنين اگر واهب بگويد مخيرى بين اين كه حج بجا آورى يا نه . ولى اگر اسم حج را نياورد وفقط مال را به أو ببخشد قبول واجب نيست . مسأله 21 - باذل مىتواند از بذلش بر گردد ولى اگر در بين راه باشد بايد نفقه برگشتن أو را بدهد واگر بعد از احرام رجوع كند بايد نفقه اتمام حج را نيز بپردازد . مسأله 22 - پول قرباني در حج بذلى بر عهده باذل است ولى كفارات بر عهده أو نيست واگر پول قرباني را بذل نكند حج واجب نمىشود مگر در صورت وجود شرائط ديگر استطاعت . مسأله 23 - كسى كه در راه حج براي خدمت أجير شود به اجرتى كه با آن مستطيع مىشود حج بر أو واجب مىشود هر چند اجاره بر أو واجب نبوده است ولى بعد از آن مستطيع مىشود وبايد حج بجا آورد . مسأله 24 - كسى كه براي نيابت از ديگرى أجير شد وبا اجرت آن مستطيع گشت در صورتي كه استيجار براي سال أول باشد بايد حج نيابى را مقدم بدارد وچنانچه استطاعت أو تا سال بعد باقي بماند براي خودش در سال بعد حج بجا آورد .